آزمایش و امتحان کردن در اعمال و کار ها.

 

“تو وقت آش ماش هستی، جو دو خره تقسیم نمیتانی…”

 

 


هذیان، بیهوده و پراگنده گفتن.

“حاجی! تَو خو نداری؟! ای رقم یکسر شعر و بلفته میگی…”


تازه کار، کم تجربه و در کل بر ماهیت جوان بودن چیزی.

 

“ها د جایش اینی بچگک های نو بلق آورده یک چند تا کمپیوتر میفامن و خلاص…”


یعنی نمیخواهم جواب بدهم!!، و یا هم هرگز و هیچوقت.

“همی کار ما میشه نمیشه اگه ها که چی وخت؟!”

وقت گل نی!” (more…)


حسود و بدخواه.

“تو یکدفه اونجه بری ایقدر زارخور و زاردرون اس که هیچ بکار نمیمانه…”